عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار

14

قابوس نامه ( فارسى )

يكى مقهور ، و يكى روزىخوار « 1 » بود و يكى روزى پرور « 2 » ، و اين دوى بر يكى [ اى ] ايزد تعالى گواست . پس چون تو واسطه بينى و غرض نه‌بينى نگر تا بواسطه ننگرى و كم و بيش از واسطه نه بينى از خداوند واسطه بينى . اگر زمين برندهد تاوان بر زمين منه و اگر ستاره داد ندهد تاوان بر ستاره منه ؛ ستاره از داد و بىداد همچنان بىآگاهيست كه زمين از بردادن . چون زمين را آن توانايى « 3 » نيست كه « 4 » نوش در - افگنى زهر بار آرد ، ستاره هم ايدونست نيكى و بدى نتواند نمودن . چون جهان بحكمت آراسته شد آراسته را از بردادن و زينت لابد بود پس درنگر بدين « 5 » جهان تا زينت او و بر او ببينى از نبات و حيوان و خورشها « 6 » و پرورشها و پوشيدنى « 6 » و انواع خوبى كه همه زينتى است از موجب حكمت پديد كرده ، چنان كه در محكم تنزيل خود همىگويد : « [ وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ ] « 7 » ما خلقنا هما الا بالحق . » « 8 » چون دانستى كه ايزد در جهان هيچ نعمتى بيهوده « 9 » نيافريد بيهوده بود كه داد نعمت و روزى ناداده ماند و داد روزى آنست كه به روزى خواره دهى تا بخورد . چون داد چنين بود مردم آفريد تا روزى خورد ، چون مردم پديد كرد و تمامى نعمت بمردم بود و مردم را لابد بود از سياست و ترتيب و ترتيب و سياست بىره نماى خام بود كه هر روزى - خواره كه روزى بىترتيب و عدل خورد سپاس روزى دهنده [ نداند و اين عيب روزى - دهنده ] « 10 » را بود كه روزى بىدانشان و ناسپاسان را دهد و چون روزىده بىعيب بود روزىخوار « 1 » را بىدانش نگذاشت چنان كه اندر كتاب خويش ياد كرد « 11 » : « وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ . » « 11 » ( 17 پ ) در ميان مردمان پيغامبران فرستاد تاره داد و دانش و

--> ( 1 ) - ن : روزى خواره ( 2 ) - ل : روزى بر ، ن : روزى دهنده ( 3 ) - ل و ن : توان ( 4 ) - ل و ن افزوده : تخم ( 5 ) - ن : درين ( 6 ) ، ل و ن : پوششها ( 7 ) - از ، ل و ن افزوده شده ( 8 ) - قرآن مجيد ، سورهء 44 ( الدخان ) آيهء 38 و 39 ( 9 ) - ل : بر بيهوده ( 10 ) - از ، ل و ن و پ افزوده شد ( 11 ) ، سورهء الذاريات 51 ، آيهء 22 ؛ ل و ب : وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ( سورهء الذاريات 51 آيهء 56 ) : ن و پ : عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ ( سورهء 96 ( العلق ) آيهء 5 )